اما برای دیدن امامش سختی های سفر را با شوق، به جان خریده بود. امام را که دید خستگی، نه از تن و پایش که از جان و روحش به در شد. غرق تماشای حجت خدا و مدهوش کلام گیرایش بود که امام از رفیقش پرسید. گفت: او هم مشتاق زیارت شما بود؛ سلام تان رساند و گفت در فرصتی دیگر خدمت می رسد. امام گفت: خدا رحمتش کند! دو روز بعد از اینکه تو راهی سفر شدی، از دنیا رفت. مرد آفریقایی غرق در حیرت گفت: به خدا او سالم بود!
امام باقر فرمود: مگر هرکس می میرد به خاطر بیماری است؟! خیال میکنید شما از چشم و گوش ما دور هستید؟! چه بد خیالی! والله هیچ چیز از اعمال شما بر ما مخفی نیست! ما را همیشه حاضر بدانید؛ و عادت کنید به کارهای خیر …
بحارالانوار، ج ۴۶، ص۲۴۳ و اینچنین مهربان است مهدی فاطمه @yaranemhdi